در طی جنگهای ده ساله ایران وروسیه دو عهد نامه ننگین گلستان و ترکمنچای بر ایران تحمیل شد، ایران ولایتهایی را از دست داد که دارای مردان غیور و بی باکی بودند. آنها برای حفظ وطنشان از ابتدای تاریخ مبارزه کرده بودند. این مناطق (سواحل دریای خزر) که همیشه محل نزاع اقوام مختلف بود در طی قرنهای متمادی نهایت زحمت و تلاش در حفظ حدود و مرزهای آن شده بود. اما در زمان فتحعلیشاه متاسفانه با سهل انگاری حاکم ایران و متحد نبودن مردم این شهرها تحت تصرف روسها درآمدند. کسانی که از نظر مسلمانان کافر قلمداد میشدند و به همین دلیل نیز فریاد تظلم آنها از دست حاکمان روسیه سرآغاز جنگی دوباره بین ایران و روسیه شد…
از آنجا که مردم شهرهای واقع در کناره دریای خزر افراد جنگجو و دلیری بودند و در طول تاریخ همیشه به سختی تحت انقیاد حکومتها درآمده بودند، برای دفاع از سرزمین خود نهایت سعی و تلاش را میکردند. دو قلعه مهم شیندان و لنکران از قلاع مهم دفاعی این منطقه محسوب میشدندو چون خوانین قدرتمندی که از جانب نادرشاه افشار یکی از پادشاهان قدرتمند ایران، در این منطقه ساکن و مالک بودند. روسها درجهت تثبیت حاکمیت خود در شهرهای متصرفی، در خاک سایر مناطق ایران به شهرهای باکو، شکی، شروان، نخجوان، لنکران و.. و قلعههای دفاعی شیندان و لنکران را نیز تصاحب کرده و به نوعی با جداکردن این مناطق از هم میخواستند از قدرت خوانین این منطقه بکاهند. بنابراین تا نزدیکی اراضی ویلکیج مرز تعیین کردند و قلاع دفاعی این منطقه را از دست ایران خارج کرده وبه این ترتیب به یکباره بعد از رود ارس از سمت پارس آباد به پایین آمده و تا نمین و آستارا را تصاحب کردند و این چنین جایگاههای دفاعی ایران را در دست خود گرفتند. در عهد نامه ترکمنچای درباره چگونگی تعیین مرز در شهرهای سواحل دریای خزر در فصل چهارم آن آمده است: «چون حدود دولتین به واسطه تیزه کوهها محدود میشود، لهذا مقرر است که دامنه این کوهها که به سمت دریای خزر تمایل دارد متعلق به دولت روس بوده ودامنه آن طرف کوهها اختصاص به ایران خواهد داشت.»
درباره تعیین مرز تا حدود ویلکیج نیز در همان فصل مقرر شده است :«خط سرحد از قله کوه کمرقوئی تیزه کوههایی که بلوک زوندا از ارشق جدا می نماید متعابعت نموده و به محلی که حدود بلوک ویلکیچ است میرسد. بلوک زوند به استثنای قسمتی که در آن طرف قله کوههای مزبور است متعلق به روسیه خواهد بود. ازمحلی که حدود بلوک ویلکیچ است، خط سرحد بین الدولتین قلل کوه کلوپوتی و قلل سلسله عمده کوههایی که از بلوک ویلکیجی می گذرد متابعت نموده و به سرچشمه شمالی رودخانه موسوم به آستارا میرسد و اینجا هم مسئله جریان آب مرعی میباشد.»
با مطالعه جنگهای ایران و روسیه و مبارزات میر مصطفی خان و فرزندش میر حسن خان در این منطقه بسیاری حقایق بر ما روشن می شوند.
با شروع جنگهای ایران و روسیه نیروهای نظامی روسیه در طالش شمالی از کناره غربی دریای خزر به طرف رود کر و ارس واز انجا در لنکران و سالیان وماساللی مستقر شدند. و این در حالی بود که ایران هنوز مشغول جمع آوری سپاه بود. به همین دلیل میر مصطفی خان حاکم طالش شمالی در ابتدا از در رعب و وحشت با روسها مذاکره کرده و از نیروهای روسها حمایت کرد. اما بعدها با اعزام نماینده از طرف دولت ایران از کمک به روسها جلوگیری کرد. اما وجود میر مصطفی خان شیروانی دراین منطقه و تهدید میر مصطفی خان طالش باعث متمایل شدن میر مصطفی خان به روسها شد.
اما آنها بادکوبه را تحت اختیار گرفته بودند و قسمتی از سالیان را بمباران کرده و در حال پیشروی بودند . با همکاری میر مصطفی خان ارتش ایران مستقر در طالش به روسهاهجوم برده و تعدادی از آنها را به اسارت گرفتند. در جبهه های مختلف میر مصطفی خان در جنگ با روسها هم با حاکمان محلی مختلف و رقیب گماشته شده توسط دولت ایران و هم با یورشهای سرسختانه روسها مواجه شد. به این ترتیب قلعه لنکران را نیز از دست داد.
بعد از معاهده گلستان میرمصطفی خان با وجود واگذاری بخش بزرگی از طالش به روسیه در لنکران مستقر شد. بعد از مرگ میر مصطفی خان میر حسن خان پسر ارشدش از طرف دولت روسیه حاکم این منطفه شده و به ترمیم لنکران پرداخت. اما نفوذ روسها در این منطفه رفته رفته بیشتر میشد و میرحسن خان احساس می کرد، بابرنامه ریزی روسها از او جز حاکمیت ظاهری و اسمی بر طالش شمالی چیزی باقی نمانده.
رفته رفته روسها غیر از تعدی به حقوق، اموال و ناموس مردم به صورتهای مخفیانه به قتل سران با نفوذ تالش پرداختند.
میرحسن خان تنها امید به روحانیون و علمای دینی ایران بسته و با جلب حمایت آنها مبارزه خود را با روسها آغاز کرد. با اسیر شدن عده ای از
خانواده اش به دست روسها به سختی منطقه را ترک کرد. اما جنگ دوم آغاز شد و میرحسن خان با مقاومت جدی و سرسختانه سعی در حفظ مناطق مختلف کرد. او رشادتهای زیادی نشان داد و امان دولت روسیه را برید. بعد از تصرف تبریز روسها به سه شرط حاضر به صلح باایران شدند که شرط دوم آن واگذاری مجدد طالش شمالی به روسها بود. عباس میرزا درابتدا مایل به واگذاری یک وجب از خاک طالش شمالی نبود و خواستار تعیین رود ارس تا محل اتصال رود کر و ادامه رود کر تا دریاچه خزر به عنوان مرز بین دو کشور بود.
روسها آن را نپذیرفتند و چون شهرهای مختلف ایران تحت تسلط روسها بود و از طرفی دیگر روسها نپذیرفتن این شرط از طرف ایران را سرآغاز جنگی دیگر اعلام کردند. عباس میرزاجهت از دست ندادن سایر مناطق آذربایجان از جمله تبریز مجبور به واگذاری طالش شمالی به روسیه شد. این در حالی بود که میر حسن خان به هیچ عنوان حاضر به واگذاری این مناطق به روسیه نبود. او هزار تفنگچی از کرگانرود و پانصد نفر از نمین را جمع آوری کرده و محمد میرزا فرزند عباس میرزا با این نیرو به طالش رفتند. اما نتوانستندمقاومت کنند. میرحسن خان که هیچ حمایتی از عباس میرزا ندید با هزار نیرو در برابرروسها مقاومت کرد. اما آنها لنکران را تصاحب کردند. در حالی که برخی از نیروهای میرحسن خان به دولت روسیه ملحق شدند. از طرفی فتحعلی شاه نیز طی حکمی خروج او را ازاین منطقه اعلام کرد. اما میرحسن خان در چندین جبهه حمله به لنکران و طالش شمالی را از سر گرفت. اما بدون نتیجه بود. زیرا هیچ حمایتی نداشت. تا اینکه او را دستگیر کردند و در تهران به طرز مرموزی کشتند . مقاومت های او در برابر روسیه باعث نجات بسیاری از شهرهای آذربایجان از دست روسها شد. از آنجا که دولت روسیه دستیابی به آبهای دریای خزر که بخش اعظم قلمرو خوانین طالش شمالی را در بر می گرفت در برنامه کار خود داشتند، به این هدف خود نائل شدند و تا آستارا پیش آمده و این سواحل را تصاحب کردند. از طرفی دیگر اگر طالش شمالی نبود شاید تبریز، اردبیل و بسیاری دیگر از شهرهای ایران امروزی نیز در اختیار روسها قرار گرفته بود. آنها توانستند پایگاه دفاعی قدرتمندترین خان این منطقه که از طرف قدرتمندترین پادشاه ایران یعنی نادرشاه در این منطقه حاکم شده بودند را در هم شکنند. حمایت نکردن خانواده میرحسن خان از جمله خواهر و برادرانش نیز در واگذاری طالش شمالی به روسیه موثر بود.
پس در یک دسته بندی عوامل ورود روسها به ناحیه لنکران وتا مرزهای ویلکیج را که مانند تکه کوچکی از غرب دریای خزر جدا کرده اند در چند موردمیتوان چنین ذکر کرد:
۱-رابطه حسنه خوانین طالش با روسها در موقعیتهای مختلف باعث بی اعتمادی حاکمان وقت ایران به خوانین این منطقه شده و در نتیجه از کمک و یاری به آنها در مبارزاتشان با روسها دست کشیدند.
۲-در پی حمایتها و وعده های میر مصطفی خان طالش از روسها زمینه ورود تدریجی آنها در این مناطق و شناسایی گذرگاههای آن فراهم شده بود. بنابراین در جنگهای ایران وروسیه این مناطق صعب العبور به راحتی تصاحب شد.
۳-دستیابی روسها به مناطق کرانه دریای خزر که از اهداف پطر کبیر در جهت دستیابی به آبهای گرم و آزاد بود.
۴-اختلاف بین حاکمان محلی در طالش.
۵-خیانت خانواده میر حسن خان از جمله خواهرش که زمینهای موروثی خود، پول و ثروت خوانین لنکران را به روسها واگذار کرد.
۶-روسها با سه شرط حاضر به صلح باایران شدند که دومین شرط آن واگذاری طالش شمالی به روسها بود و تهدید به اینکه درغیر اینصورت جنگ دیگری با ایران آغاز می کنند.
۷-پیشروی روسها در شهرهای بزرگ آذربایجان از جمله تبریز و اردبیل که عباس میرزا برای جلوگیری از سقوط این شهرهامجبور به واگذاری طالش شمالی به روسها شد.
۸-وجود پایگاهها و قلعه های مهم دفاعی در طالش مانند قلعه های شیندان و لنکران و وجود نیروهای جنگجو و بسیار قوی در این منطقه که با تصاحب آن نیروی مقاوم در برابر روسهااز طرف ایران ضعیف می شد. بنابر این مرز ایران به جای ادامه رود ارس و کورا به یکباره با مرزهای آستارا پایین آمده وبه این ترتیب نمین از مقر خان نشینی لنکران جدا شد.
منبع:
خانم لاله عرفانی - وبلاگ شکوه دیرین نمین


