تبليغاتX
پیله رود اردبیل

علت جدائی نمین از لنکران در طی عهد نامه ترکمنچای

در طی جنگهای ده ساله ایران وروسیه دو عهد نامه ننگین گلستان و ترکمنچای بر ایران تحمیل شد، ایران ولایتهایی را از دست داد که دارای مردان غیور و بی باکی بودند. آنها برای حفظ وطنشان از ابتدای تاریخ مبارزه کرده بودند. این مناطق (سواحل دریای خزر) که همیشه محل نزاع اقوام مختلف بود در طی قرنهای متمادی نهایت زحمت  و تلاش در حفظ حدود و مرزهای آن شده بود. اما در زمان فتحعلیشاه متاسفانه با سهل انگاری حاکم ایران و متحد نبودن مردم این شهرها تحت تصرف روسها درآمدند. کسانی که از نظر مسلمانان کافر قلمداد می‏شدند و به همین دلیل نیز فریاد تظلم آنها از دست حاکمان روسیه سرآغاز جنگی دوباره بین ایران و روسیه شد…

 از آنجا که مردم شهرهای واقع در کناره دریای خزر افراد جنگجو و دلیری بودند و در طول تاریخ همیشه به سختی تحت انقیاد حکومتها درآمده بودند، برای دفاع از سرزمین خود نهایت سعی و تلاش را می‏کردند. دو قلعه مهم شیندان و لنکران از قلاع مهم دفاعی این منطقه محسوب می‏شدندو چون خوانین قدرتمندی که از جانب نادرشاه افشار یکی از پادشاهان قدرتمند ایران، در این منطقه ساکن و مالک بودند. روسها درجهت تثبیت حاکمیت خود در شهرهای متصرفی، در خاک سایر مناطق ایران به شهرهای باکو، شکی، شروان، نخجوان، لنکران و.. و قلعه‏های دفاعی شیندان و لنکران را نیز تصاحب کرده و به نوعی با جداکردن این مناطق از هم می‏خواستند از قدرت خوانین این منطقه بکاهند. بنابراین تا نزدیکی اراضی ویلکیج مرز تعیین کردند و قلاع دفاعی این منطقه را از دست ایران خارج کرده وبه این ترتیب به یکباره بعد از رود ارس از سمت پارس آباد به پایین آمده و تا نمین و آستارا را تصاحب کردند و این چنین جایگاههای دفاعی ایران را در دست خود گرفتند. در عهد نامه ترکمنچای درباره چگونگی تعیین مرز در شهرهای سواحل دریای خزر در فصل چهارم آن آمده است: «چون حدود دولتین به واسطه تیزه کوهها محدود می‏شود، لهذا مقرر است که دامنه این کوهها که به سمت دریای خزر تمایل دارد متعلق به دولت روس بوده ودامنه آن طرف کوهها اختصاص به ایران خواهد داشت.»

درباره تعیین مرز تا حدود ویلکیج نیز در همان فصل مقرر شده است :«خط سرحد از قله کوه کمرقوئی تیزه کوههایی که بلوک زوندا از ارشق جدا می‏ نماید متعابعت نموده و به محلی که حدود بلوک ویلکیچ است می‏رسد. بلوک زوند به استثنای قسمتی که در آن طرف قله کوههای مزبور است متعلق به روسیه خواهد بود. ازمحلی که حدود بلوک ویلکیچ است، خط سرحد بین الدولتین قلل کوه کلوپوتی و قلل سلسله عمده کوههایی که از بلوک ویلکیجی می گذرد متابعت نموده و به سرچشمه شمالی رودخانه موسوم به آستارا می‏رسد و اینجا هم مسئله جریان آب مرعی می‏باشد.»

با مطالعه جنگهای ایران و روسیه و مبارزات میر مصطفی خان و فرزندش میر حسن خان در این منطقه بسیاری حقایق بر ما روشن می شوند.

با شروع جنگهای ایران و روسیه نیروهای نظامی روسیه در طالش شمالی از کناره غربی دریای خزر به طرف رود کر و ارس واز انجا در لنکران و سالیان وماساللی مستقر شدند. و این در حالی بود که ایران هنوز مشغول جمع آوری سپاه بود. به همین دلیل میر مصطفی خان حاکم طالش شمالی در ابتدا از در رعب و وحشت با روسها مذاکره کرده و از نیروهای روسها حمایت کرد. اما بعدها با اعزام نماینده از طرف دولت ایران از کمک به روسها جلوگیری کرد. اما  وجود میر مصطفی خان شیروانی دراین منطقه و تهدید میر مصطفی خان طالش باعث متمایل شدن میر مصطفی خان به روسها شد.
اما آنها بادکوبه را تحت اختیار گرفته بودند و قسمتی از سالیان را بمباران کرده و در حال پیشروی بودند . با همکاری میر مصطفی خان ارتش ایران مستقر در طالش به روسهاهجوم برده و تعدادی از آنها را به اسارت گرفتند. در جبهه های مختلف میر مصطفی خان در جنگ با روسها هم با حاکمان محلی مختلف و رقیب گماشته شده توسط دولت ایران و هم با یورشهای سرسختانه روسها مواجه شد. به این ترتیب قلعه لنکران را نیز از دست داد.

بعد از معاهده گلستان میرمصطفی خان با وجود واگذاری بخش بزرگی از طالش به روسیه در لنکران مستقر شد. بعد از مرگ میر مصطفی خان میر حسن خان پسر ارشدش از طرف دولت روسیه حاکم این منطفه شده و به ترمیم لنکران پرداخت. اما نفوذ روسها در این منطفه رفته رفته بیشتر می‏شد و میرحسن خان احساس می کرد، بابرنامه ریزی روسها از او جز حاکمیت ظاهری و اسمی بر طالش شمالی چیزی باقی نمانده.
رفته رفته روسها غیر از تعدی به حقوق، اموال و ناموس مردم به صورتهای مخفیانه به قتل سران با نفوذ تالش پرداختند.

میرحسن خان تنها امید به روحانیون و علمای دینی ایران بسته و با جلب حمایت آنها مبارزه خود را با روسها آغاز کرد. با اسیر شدن عده ای از
خانواده اش به دست روسها به سختی منطقه را ترک کرد. اما جنگ دوم آغاز شد و میرحسن خان با مقاومت جدی و سرسختانه سعی در حفظ مناطق مختلف کرد. او رشادتهای زیادی نشان داد و امان دولت روسیه را برید. بعد از تصرف تبریز روسها به سه شرط حاضر به صلح باایران شدند که شرط دوم آن واگذاری مجدد طالش شمالی به روسها بود. عباس میرزا درابتدا مایل به واگذاری یک وجب از خاک طالش شمالی نبود و خواستار تعیین رود ارس تا محل اتصال رود کر و ادامه رود کر تا دریاچه خزر به عنوان مرز بین دو کشور بود.
روسها آن را نپذیرفتند و چون شهرهای مختلف ایران تحت تسلط روسها بود و از طرفی دیگر روسها نپذیرفتن این شرط از طرف ایران را سرآغاز جنگی دیگر اعلام کردند. عباس میرزاجهت از دست ندادن سایر مناطق آذربایجان از جمله تبریز مجبور به واگذاری طالش شمالی به روسیه شد. این در حالی بود که میر حسن خان به هیچ عنوان حاضر به واگذاری این مناطق به روسیه نبود. او هزار تفنگچی از کرگانرود و پانصد نفر از نمین را جمع آوری کرده و محمد میرزا فرزند عباس میرزا با این نیرو به طالش رفتند. اما نتوانستندمقاومت کنند. میرحسن خان که هیچ حمایتی از عباس میرزا ندید با هزار نیرو در برابرروسها مقاومت کرد. اما آنها لنکران را تصاحب کردند. در حالی که برخی از نیروهای میرحسن خان به دولت روسیه ملحق شدند. از طرفی فتحعلی شاه نیز طی حکمی خروج او را ازاین منطقه اعلام کرد. اما میرحسن خان در چندین جبهه حمله به لنکران و طالش شمالی را از سر گرفت. اما بدون نتیجه بود. زیرا هیچ حمایتی نداشت. تا اینکه او را دستگیر کردند و در تهران به طرز مرموزی کشتند . مقاومت های او در برابر روسیه باعث نجات بسیاری از شهرهای آذربایجان از دست روسها شد. از آنجا که دولت روسیه دستیابی به آبهای دریای خزر که بخش اعظم قلمرو خوانین طالش شمالی را در بر می گرفت در برنامه کار خود داشتند، به این هدف خود نائل شدند و تا آستارا پیش آمده و این سواحل را تصاحب کردند. از طرفی دیگر اگر طالش شمالی نبود شاید تبریز، اردبیل و بسیاری دیگر از شهرهای ایران امروزی نیز در اختیار روسها قرار گرفته بود. آنها توانستند پایگاه دفاعی قدرتمندترین خان این منطقه که از طرف قدرتمندترین پادشاه ایران یعنی نادرشاه در این منطقه حاکم شده بودند را در هم شکنند. حمایت نکردن خانواده میرحسن خان از جمله خواهر و برادرانش نیز در واگذاری طالش شمالی به روسیه موثر بود.

پس در یک دسته بندی عوامل ورود روسها به ناحیه لنکران وتا مرزهای ویلکیج را که مانند تکه کوچکی از غرب دریای خزر جدا کرده اند در چند موردمیتوان چنین ذکر کرد:

۱-رابطه حسنه خوانین طالش با روسها در موقعیتهای مختلف باعث بی اعتمادی حاکمان وقت ایران به خوانین این منطقه شده و در نتیجه از کمک و یاری به آنها در مبارزاتشان با روسها دست کشیدند.

 ۲-در پی حمایتها و وعده های میر مصطفی خان طالش از روسها زمینه ورود تدریجی آنها در این مناطق و شناسایی گذرگاههای آن فراهم شده بود. بنابراین در جنگهای ایران وروسیه این مناطق صعب العبور به راحتی تصاحب شد.

 ۳-دستیابی روسها به مناطق کرانه دریای خزر که از اهداف پطر کبیر در جهت دستیابی به آبهای گرم و آزاد بود.

۴-اختلاف بین حاکمان محلی در طالش.

۵-خیانت خانواده میر حسن خان از جمله خواهرش که زمینهای موروثی خود، پول و ثروت خوانین لنکران را به روسها واگذار کرد.

 ۶-روسها با سه شرط حاضر به صلح باایران شدند که دومین شرط آن واگذاری طالش شمالی به روسها بود و تهدید به اینکه درغیر اینصورت جنگ دیگری با ایران آغاز می کنند.

۷-پیشروی روسها در شهرهای بزرگ آذربایجان از جمله تبریز و اردبیل که عباس میرزا برای جلوگیری از سقوط این شهرهامجبور به واگذاری طالش شمالی به روسها شد.

 ۸-وجود پایگاهها و قلعه های مهم دفاعی در طالش مانند قلعه های شیندان و لنکران و وجود نیروهای جنگجو و بسیار قوی در این منطقه که با تصاحب آن نیروی مقاوم در برابر روسهااز طرف ایران ضعیف می شد. بنابر این مرز ایران به جای ادامه رود ارس و کورا به یکباره با مرزهای آستارا پایین آمده وبه این ترتیب نمین از مقر خان نشینی لنکران جدا شد.

منبع:

خانم لاله عرفانی  -  وبلاگ شکوه دیرین نمین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزند پيله رود  | 
عید غدیر خم مبارک
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزند پيله رود  | 

اکثر دانشمندان ايران و عرب و شرق شناس، در بيان ريشه‌ي تاريخي زبان ديرين مردم آذربايجان، معتقدند که زبان باستاني آذربايجانيان بازمانده و متحول شده‌ي زبان مادها است و ريشه‌ي آريايي دارد که مورخين و جغرافي نويسان اسلامي و عرب آن‌ را فارسي(ايراني)، فهلوي و آذري خوانده‌اند. مطالعه‌ي متون و منابع قديم و جديد، گفتارها و نظريات مدون بسياري از دانشمندان نام آور ايراني، عرب و مستشرقين درباره‌ي زبان باستان مردم آذربايگان، بيان‌گر اين حقيقت است که هيچ يک از اين دانشمندان نه ترکي را زبان اصلي مردم آذربايجان شمرده‌اند و نه آن را ريشه‌ي زبان آذري دانسته اند. بلکه بر اين باورند که در اثر هجوم ترک‌هاي آسياي مرکزي به آذربايجان و ساير عوامل که عموما در فاصله سده‌هاي پنجم تا هفتم هجري رخ داده است و تداوم اين تهاجمات که ذيلا به آن‌ها اشاره خواهيم کرد، زبان ترکي، که در واقع بايسته است آنرا زبان وارداتي و مهمان ناخوانده بخوانيم بتدريج زبان اصيل و ريشه در تاريخ مردم آذربايجان، يعني "آذري مادي" را به بوته‌ي فراموشي سپرده، خود جاي آنرا گرفته است.

ولي نويسندگان ساکن ماوراي ارس (اران)، يا در راستاي اهداف منويات خويش و يا در اجراي منويات سياسي مرکز نشينان آن خطه، طريق تسامح و تجاهل پيش گرفته و در باره‌ي زبان و پيشينه تاريخي مردم خود، نظريات پيچيده‌ي گمراه کننده و بي اساس ارائه مي‌دهند، که بدون ترديد آبشخور سياسي داشته و اجراي اين شيوه از دوران تزارهاي روس اجراء مي‌شده و سياستگران تزاري براي بسط اقتدار و سياست توسعه طلبي خود نمي‌خواستند مردم از گذشته خويش و قوميت و مليت خود با خبر شوند. پروفسور سليمان عليارلي يکي از مورخين جمهوري آذربايجان مي‌نويسد:


"ظهور ترکان آذربايجان(1) بمنزله يک ملت بزرگ در گستره‌ي تاريخ، در عرصه علم الاجتماع يکي از موضوعات اشتياق بر انگيز و جذاب است. اما تا کنون تاريخ نگاران از ديدگاه علمي به موضوع نپرداخته بلکه آنرا از منظر سياست ديرين و رايج امپراتوري ملحوظ نظر داشته و همواره مي‌کوشيدند طبق ارائه‌ي رهنمودهاي مرکز امپراتوري، ملتي را از تاريخ حيات و هويتش دور دارند. بي سبب نيست که پرداختن فرهيختگان بومي به مسئله‌ي ظهور آذربايجانيان در پهنه‌ي تاريخ، موجبات رنجش خاطر و نارضائي دانشمندان سنت پترزبورگ و مسکو را فراهم مي‌کرد. اين مسئله خود به خود پديد نيامده بود، بلکه قدرت برخاسته از مرکز، به منظور راه برد و بسط سياست عظيم خود در همه‌ي زمينه‌ها، مدام مي‌کوشيد تا مردم تحت انقياد و آقايي خود را به راهي کشد که از گذشته‌هاي دور و نزديکشان بي خبر سازد و در ترکيبي از جامعه شناسي که خود مبدع و مبتکر آن است، قرار دهد. تاريخ آذربايجان، از گذشته‌هاي دور تا سالهاي (1870 م)، از انتشارات دانشگاه دولتي م. ا. رسول زاده، ج 1، بخامه‌ي هيئت استادان، بخش6 و 7 بقلم سليمان عليارلي، ترجمه‌ي (ي.خ.آ).

سیداحمدی کسروی، در جوانی و با عمامه کوچک و تنگ تبریزی
احمد کسروي تبريزي، مورخ و محقق و زبان شناس نامدار ايران و جهان، افزون بر تحقيقات محلي و علمي در باره‌ي زبان مردم آذربايگان، با دستيابي به ريشه‌ي اصلي زبان آذري و با عنايت به اسناد و مدارک و نوشته هاي بسياري از نويسندگان عرب و ايراني و شرق شناسان، معتقد است که زبان" آذري"، يکي از شاخه هاي زبان پهلوي است و لاغير که بعد از حمله‌ي اعراب و هجوم اقوام ترک هم‌چنان به حيات خود ادامه داده است. اما با پا گرفتن زبان ترکي در آن ديار، رفته رفته زبان " آذري" رو به ضعف و نابودي نهاده است. گو اين‌که هنوز در پاره اي از روستاها و بخش هاي آذربايجان نقشي و نشاني از آن باقي است، اما با گسترش روز افزون ارتباطات و رسانه هاي جمعي و ديگر ابزارهاي ارتباطي، طولي نمی‌پايد که اين مختصر اثر بازمانده نيز در غروب بي خيالي مسئولين افول مي‌کند.

زنده‌ياد دکتر محمد جواد مشکور درباره‌ي آمدن قبايل ترک به آذربايجان مي نويسد:

"از حوادث مهم زمان وهسودان(2) بن مملان مهاجرت گروهي از ترکان غز به آن استان بود که نخستين هسته‌ي ترک را در آذربايجان تشکيل مي‌دهند، که در آغاز سلطان محمود غزنوي در سفر به ماوراء النهر با خود به ايران آورد.

آنان را که قريب پنجاه هزار تن بودند در خراسان نشيمن داد .... "نظري به تاريخ آذربايجان، دکتر محمد جواد مشکور، ج 1، تهران 1339، ص 152

در سال 416 هجري قمري، سلطان محمود غزنوي اجازه داد فوجي ديگر از ترکان سلجوقي از رود جيحون بگذرند و در خراسان سکونت گزينند. اين ترکان بالغ بر چهار هزار خانوار با خيمه و خرگاه از رود گذشته و اندر بيابان سرخس و فراوه و باورده (ابيورد) فرود آمدند و رحل اقامت افکندند. اما پس از چندي، گروهي از ايشان سر به طغيان برداشته از راه کرمان رهسپار اصفهان شدند و از آنجا يغما کنان به آذربايجان رفتند. و امير وهسودان مملان، آمدن آنان را مغتنم شمرده، از وجود آنها سپاه خويش را تقويت نمود.

مورخ معروف ارمني، چامچيان در حوادث سال 1021 ميلادي (400 خ)، مي‌نويسد:

"در اين سال ترکان که همچون تند سيلي به آذربايجان رسيده بودند، به ارمنستان و به ناحيه‌ي واسپورکان هجوم آوردند و چنان وحشت در دل‌ها افکندند که پادشاه سلسله‌ي آرجرونيان ارمنستان، تختگاه خود را به امپراتور روم شرقي واگذار کرد و خود با خانواده و سپاه و يک سوم از مردم کشورش، واسپورکان که به چهارصد هزار تن مي‌رسيدند به شهر سيواس آناطولي پناه برده، در آنجا اقامت گزيدند " (نظري به تاريخ آذربايجان، ص 154)

سرانجام ترکان مذکور به دو دسته تقسيم شدند. گروهي به ري و گروه ديگر به همدان و قزوين رفتند. احتمالا تاريخ سازان آن‌سوي ارس اين تهاجم را بخاطر آورده، پس از گذشت سالهاي بسيار تجديد مطلع کرده، در کتب درسي کشورشان مرزبندي ماليخوليايي آذربايجان (اران) را تاري و همدان و قزوين امتداد داده اند.

" طرح روي جلد کتاب نقشه‌اي است که محدوده‌ي قفقاز و استان‌هاي آذربايجان شرقي، غربي، اردبيل، زنجان و بخش‌هايي از استان قزوين، همدان و کردستان را در داخل يک مرز و زير پرچم آذربايجان نشان مي‌دهد ... قلمرو کنوني جمهوري آذربايجان برنگ زرد پر رنگ و بقيه مناطق زرد کمرنگ چاپ شده، و بقيه‌ي خاک‌ايران سفيد رنگ است. اين محدوده تداعي کننده‌ي وطن بزرگ آذربايجان از دربند تا قزوين است ". فصلنامه هستي، دوره‌ي دوم، سال چهارم، شماره 13، بهار 1383 صص 114-115 .

شگفتا که اين کتاب‌ها موقعي به ايران مي‌رسد که دو کشور اخيرا قراردادهاي مودت آميز امضاء کرده‌اند و دوستداران هر دو کشور، آرزومندند تا موانع باز دارنده، براي ممانعت از شيطنت هاي اين‌چنين ايجاد شود.

چنان‌که اشاره شد اولين گروه ترکان در زمان حکومت سلطان محمود غزنوي به آذربايجان رسيدند، (تاريخ کامل ابن اثير، حوادث سال 420 ه.ق). اما بعد از آمدن اين گروه، پاي سلجوقيان به اين خطه‌ي بلا ديده گشوده مي‌شود و نفوذ روز افزون مي‌يابد. با آمدن سلجوقيان به آذربايجان که خود از نژاد ترک بودند، راه براي ورود ترکان بيشتر به آن سرزمين هموار شد. ابن اثير در حوادث سال 456 هجري مي‌نويسد:

" چون آلب ارسلان سلجوقي به مرند رسيد، يکي از اميران ترکمان که طغتکين نام داشت با گروه انبوهي از ايل و تبار خود به آذربايجان آمد. قبايل نيم وحشي ترک که در همه جاي آن ديار پراکنده شده بودند، از آزار و اذيت مردم فروگذار نمی‌کردند. " (نظري به تاريخ آذربايجان، ج 1، صص 157-158)

حوادث متناوب يکي بعد از ديگري آذربايجان را آماج تهاجمات پياپي قرار داد. بعد از سلجوقيان، دورِ سلسله جنباني ترکان آتاباي يا اتابکان آغاز و با نفوذ اين اقوام و گسترش زبان ترکي، سيطره‌ي زبان آذري، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد.

بعد از سلجوقيان قوم ايلغارگر مغول که اغلب لشگريان از طوايف ترک بيابان‌گرد نيمه وحشي بودند، روي به جانب آذربايجان آوردند. نخست يک دسته از آنان در 616 هجري به آن سرزمين حمله بردند، غرامت و غنيمت بي حساب از مردم تبريز ستاندند و رفتند. و بار ديگر که حمله آوردند سال 628 بود. سلطان جلال‌الدين خوارزم شاه را وادار به عقب‌نشيني کرده، تبريز را مرکز حکومت و تختگاه خويش ساختند. و لذا با کثرت قوم مغول در آن خطه بازهم نفوذ زبان وارداتي ترکي در آذربايجان وسعت يافت. بعد از مغول‌ها نوبت به ساير اقوام ترک مي‌رسد که عبارت از جلايريان، آق قويونلوها، قراقويونلوها، تيموريان و غيره بودند که اغلب مقر حکومت وحکمراني آنان آذربايجان بود. چنان‌چه بخواهيم شرح وقايع و رخدادهاي هر دوره از اقوام را در اين مقال آوريم، شرح مثنوي هفتاد من کاغذ شود، گرچه براي تکميل آگاهي ضرور مي‌نمايد. علي‌هذا از شرح يورش‌هاي اقوام مختلف به آذربايجان عنان زبان در مي‌کشيم و از تهاجمات پياپي عثمانيان به آن خطه که هربار مدت‌هاي مديد آن سرزمين بلاديده را تحت اشغال خود مي‌داشتند، مي‌گوييم.

و اينک شرح تهاجمات عثمانيان را به اختصار مي‌نگاريم:

ـ بعد از شکست شاه اسماعيل در چالدران در سال 920 سلطان سليم عثماني راه آذربايجان را بروي ترکان باز کرده لشکر عثماني به تبريز درآمد و خزاين ايران را به يغما برد.

ـ در زمان سلطنت شاه طهماسب اول (930 – 984) لشکر سلطان سليمان اول به فرماندهي وزير خود ابراهيم پاشا به آذربايجان حمله کرد و تبريز را اشغال نمود.

ـ در زمان سلطان محمد خدابنده (985- 996) سلطان مراد ثالث (982 – 1003) پس از خبر يافتن از مرگ شاه اسماعيل دوم سردار مشهور خود را موسوم به اوزد ميرزاده عثمان پاشا با سپاهي گران به آذربايجان فرستاد و در (993)، تبريز را اشغال کرد و اين خطه مدت هجده سال در تصرف دولت عثماني بود.

ـ در حوالي سال (1284 ه ق. / 1905 م)، عثماني ها اختلافات مرزي را بهانه کردند و لاهيجان را به تصرف خود در آوردند

ـ در دوره جنگ جهاني اول (1914-1918 م.) قواي عثماني قسمت غربي آذربايجان را اشغال کردند و در هشتم ژوئن (1917 م.) به تبريز آمدند و يک حکومت طرفدار ترکها در آنجا برقرار ساختند. تاريخ مذکور مصادف است با زماني که انقلاب بلشويکي در روسيه پاگرفت و محمد امين رسول زاده به همراه يارانش در آذربايجان (اران) علم استقلال بر افراشته، اعلام خود مختاري کردند. اين استقلال نيم بند ديري نپاييد که بلشويک‌ها آن سرزمين را ضميمه متصرفات خود ساخته و تازمان فروپاشي دولت شوروي، نام "آذربايجان شمالي" به خود گرفت.


گرچه در اين مورد سخن بدرازا کشيد، اما به نظر مي‌رسد اهميت موضوع ايجاب مي‌کرد که اين اطناب پيش آيد. و اينک در مراحل پاياني مقال خلاصه اي از آنچه گذشت براي دستيابي سريع خوانندگان مي‌نگاريم:

1ـ نخستين گروه ترکان در زمان حکومت سلطان محمود غزنوي به آذربايجان راه يافتند.

2ـ در زمان سلجوقيان ترک‌هاي بيشتري به آذربايجان روي آورده‌اند.

3ـ با ادامه تسلط ترکان در دوران اتابکان باز هم عده ترک‌ها در آن سرزمين فزوني يافت و مآلاً زبان ترکي رونق بيشتري گرفت.

4ـ در دوران مغول‌ها که بيشتر سربازان آنان ترک بودند و آذربايجان را تختگاه خود قرار دادند بازهم به نفوذ ترکان افزوده شد.

5ـ حکومت ترکمانان آق قويونلو و قراقويونلو و اسکان آن‌ها در آذربايجان بيش از پيش موجب رونق ترکي و تضعيف زبان "آذري" شد.

6ـ جنگ‌ها و عصيان‌هايي که در فاصله‌ي بر افتادن و برخاستن صفويان، پيش آمد سربازان ترک بيشتري را به آذربايجان سرازير کرد. وجود قزلباش‌هاي ترک نيز مزيد بر علت شد و زبان ترکي را در آن سرزمين رونق بخشيد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزند پيله رود  | 
رساله‌ي «آذري، يا زبان باستان آذربايگان» نوشته‌ي كسروي تبريزي كه نخستين چاپ آن در 1304 شمسي منتشر شد و بعدها مكرر به چاپ رسيد، بي‌ترديد يكي از ارزنده‌ترين كارهاي او و اساسي‌ترين كشف و تحقيق در اين زمينه است كه به زبان‌هاي ديگر هم ترجمه شده و مورد قبول عالم علم قرار گرفته است و آن چه در اين شصت سال بعد از آن منتشر شده، دنباله‌ي كار محقق نخستين و در تاييد و تكميل كشف اوست. البته پژوهندگان آينده نيز نمونه‌هاي بيشتري از آن زبان از لابه‌لاي متن‌هاي نادر خطي (كه بعدا شناخته خواهد شد) يا از محاورات متداول در گوشه و كنار (اگر گذشت روزگار بگذارد و زبان رسمي كشور و لهجه‌هاي محلي دور و بر، امان دهند و آن‌ها را از ميدان به در نكنند) كشف و منتشر خواهند كرد، و بحث و تامل بيش‌تر، موضوع را روشن‌تر خواهد ساخت. اما درباره‌ي آن چه منتشر شده، ابهاماتي هست و در چند نكته جاي سخن باقي است.
نخست اين كه نوشته‌ي كسروي و عنوان رساله‌ي او «زبان باستان آذربايگان» اين تصور را ايجاد كرده كه اين زبان خاص آذربايجان بوده و در خارج از گستره‌ي جغرافيايي آذربايجان كسي بدان زبان سخن نمي‌گفته و آن را نمي‌فهميده است. من از نخستين روزي كه رساله‌ي كسروي را خواندنم، سال‌ها چنين گمان مي‌كردم و در نوشته‌هاي ساير محققان هم گويا نظر قاطعي مغاير بـا اين تصور نيامده است. اما اينك به دلايلي كه بيان خواهد شد. به اين عقيده رسيده‌ام كه آن زبان ايراني، منحصر به آذربايجان نبوده، بلكه در نواحي وسيعي از شمال غرب ايـران و در بيرون از چارچوب آذربايجان هم رواج داشته است.
نخستين قرينه‌اي كه بر اين نظر هست، وجود يك دوبيتي است كه كسروي آن را به نقل از يك جنگ خطي كه در تالش پيدا شده بود، به نام «آدم» در رساله‌ي خود (ص 64 آورده، و درباره‌ي آن چنين نوشته است: «از شگفتيهاست كه نام آدم كه آورده شده در جنگ، او را همان آدم، نياي نخستين آدميان شمارد، و چنين نوشته كه زبان آدم و حوا همين گونه بوده است. آدم... دو بيتي مي‌سروده، آن هم به نيم‌زبان آذري!»(ص60)
امروز گوينده‌ي حقيقي اين دو بيتي را به طور قطعي مي‌شناسيم كه «نجم رازي» صوفي معروف است كه آن را در تحرير دوم «مرصادالعباد» خود آورده است. در اين‌جا اين توضيح را بايد بدهم كه وقتي مرصاد را مقابله و تصحيح مي‌كردم، به اين نكته برخوردم كه نجم رازي، دو تحرير از كتاب خود را بـا دو سال فاصله تنظيم و پاكنويس كرده و از هر تحرير كتاب، نسخ فراواني در دست است. تحرير نخستين را در 618 به درخواست مريدان خود تصنيف نموده و ديگر بار در 620 كه به روم رفته بود همان كتاب را بـا تغييرات و اضافاتي به نام علاالدين كي‌قباد پادشاه سلجوقي روم هديه كرده است.
در همين تحرير دوم است كه مولف در داستان آفرينش آدم و رانده شدن او از بهشت و بيان تضرع و زاري او، اين دو بيتي را كه قطعا به زبان مادري مولف يعني «رازي» است، آورده و مي‌گويد كه: «آدم بـا دل بريان و ديده‌ي گريان، زبان حالش مي‌گفت: گر ته واگيري...»1
كسروي اين دو بيتي را در مرصاد نديده بود. هيچ ايرادي هم از اين بابت بر او وارد نيست، زيرا در تاريخي كه او رساله‌ي خود را مي‌نوشته، قطعا نسخه‌ي نجم‌الدوله (چاپ 1312 قمري) را در دست داشته كه آن را از روي تحرير اول براي چاپ رونويس كرده‌اند، و اگر چه بـا نسخه‌اي از تحرير دوم مقابله كرده و اختلافات را در كناره‌هاي صفحه‌ها افزوده‌اند، اما جاي اين دو بيتي را (كه براي آن‌ها نامفهوم بوده) خالي گذاشته‌اند.
هنگام دومين چاپ رساله هم، مرصاد‌العباد چاپ شمس العرفا ( 1312 ش) منتشر شده بود اما اين چاپ هم كه تلفيق متن و حواشي چاپ قبلي است،‌طبعا دو بيتي رازي را ندارد. نسخه مصحح متضمن اين دو بيتي نخستين بار در سال 1352 از طرف بنگاه ترجمه و نشر كتاب منتشر شد كه ديگر مولف آن رساله در حيات نبود.
حالا ديگر مسلم است كه اين دو بيتي زبان حال آدم كه نجم رازي آن را به زبان مادري خود (و احتمالا از سروده‌هاي خود) در كتاب خود آورده و كسروي آن را از جنگ تالش جزو نمونه‌هاي «آذري» نقل كرده، قرن‌ها معروف و در شهرهاي مختلف بر سر زبان‌ها بوده، بر سينه‌ي سفينه‌ها نقش مي‌گرديده، از آن جمله بعدها يك بار هم در جنگي نقل شده كه رونويس آن در 1125 پايان يافته است. اين سفينه را شادروان اديب طوسي معرفي و فهلويات آن را نقل و شرح كرده است.2
در اين جنگ، اين دو بيتي به نام مهان كشفي از مـردم نمين آذربايجان آمده و همان‌جا گفته شده كه: «او را به زبان رازي اشعار آبدار بسيار است.» و از حكايتي كه در همين جنگ آمده، برمي‌آيد كه مهان كشفي، معاصر شيخ‌صدرالدين ] 794 ـ 735[ بوده است.
وجود دو بيتي نجم‌رازي در سفينه‌ي مورخ 1125 به نام مهان كشفي (از مـردم نمين اردبيل در اواخر قرن هشتيم و اوايل قرن نهم) اين اشتباه را كه زبان آذري خاص مـردم آذربايجان بوده رفع مي‌كند. از اين‌جا معلوم مي‌شود كه «آذري، يا زبان باستان آذربايگان» يا لهجه‌ي «رازي» مـردم ري يكي بوده است، نه دو گويش به كلي جداگانه. زيرا مي‌بينيم كه آن چه مولف رازي مرصاد در سال 620 در كتاب خود آورده و بي‌گمان لهجه‌ي مادري او، و زبان محاوره‌ي مـردم شهر و ولايت او بوده، پانصد سال بعد يك صد فرسنگ دور از ري در نواحي غربي‌تر فهلوي زبان هم فهميده مي‌شده و زبان مـردم آن سامان شناخته مي‌شده است.
آن چه گفته شد، به وسيله‌ي قرائن ديگر هم تاييد مي‌شود. از آن جمله عبيد زاكاني قزويني دو غزل ملمع آذري همام تبريزي را در مثنوي عشاقنامه‌ي خود آورده است و اين نشان مي‌دهد كه زبان فهلوي تبريز براي شاعر قزويني و همشهريان و خوانندگان اشعار او هم كاملا آشنا و مفهوم بوده است.
از طرف ديگر كسروي در مقدمه دو بيتي‌هايي كه از «جنگ طالش» آورده مي‌نويسد كه: «برخي دو بيتي‌ها كه به نام معالي، يا كشفي،‌يا راجي آورده شده، به نام باباطاهر لر شناخته است.» و اين هم مويد و مكمل نظر ماست كه نه تنها زبان فهلوي ري و قزوين و تبريز يكي بوده، بلكه زبان فهلوي همدان و اطراف آن نيز (احتمالا بـا اندك تغييراتي) همان بوده است.
يك قرينه‌ي ديگر هم مويد وحدت يا خويشاوندي نزديك محاورات مـردم تبريز بـا زبان عراق و ديگر نواحي فهلوي زبان است، و آن اين است كه در رساله‌ي روحي انارجاني در فصل «تواضعات اناث تبريز» كاربرد قديم فعل مضاع التزامي در پهلوي پيش از اسلام در اول شخص مفرد و در معني دعا (دعاي همراه بـا احساس شديد) به اصطلاح «قربان صدقه رفتن» آمده است: « مزيوام، ميرام، مرسام، ممانام، شوام، از خود روام، گردام، دهام، كنام، افتام» و روشن است كه اين فعل در فارسي دري بعد از اسلام، تنها در سوم شخص مفرد، آن هم در فعل‌هاي معين به كار مي‌رفته و امروز همين هم تقريبا متروك شده، و فقط چند نمونه (باد، مباد، دست مريزاد) از آن مانده است. اين فعل، گذشته از رساله‌ي انارجاني، چهارصد سال پيش از آن، در اشعار خاقاني هم به كار رفته كه تاكنون مورد توجه محققان قرار نگرفته است. شاعر شروان قصيده‌آي در سوگ همسر خود با رديف «مبينام» سروده است:
بي‌باغ رخت، جهان مبينام!
بي‌داغ رخت، روان مبينام!
در قطعه‌اي از يك ترجيح‌بند نيز همين فعل را رديف قرار داده است:
چتر ظفرت، نهان مبينام!
جز سينه‌ي كركسان، مبينام!
در «نزهه‌المجالس» جمال خليل شرواني هم كه بيش‌تر اشعار آن از سروده‌هاي شاعران اران و آذربايجان است، نمونه‌هاي ديگري از كاربرد اين فعل را مي‌بينيم:
ماها، شكر از غاليه دانت چينام!
هر لحظه گلي زگلستانت چينام!
جانان مني، كه پيش رويت ميرام!
درمان مني كه درد جانت چينام!
گفتني كه: «به دست خودسرت برگيرم!»
در پاي تو ميرام! سرم اين ارزاد!
پس از اين مقدمه، برمي‌گرديم به مساله‌ي نزديكي گويش كهن مـردم آذربايجان بـا گويش عراق و مي‌گوييم اين فعل نادر كه از راه رساله‌ي انارجاني خاص محاورات زنان تبريز شناخته مي‌شده، و كاربرد آن در شعر خاقاني و ديگر شاعران آذربايجان و اران نشان داديم، بر زبان گويندگان عراق هم روان بوده است. از آن جمله شاعر رندو حكيم معروف، سراج قمري آملي (مقيم ري) در رباعي نيز آن را به كار برده است:
ماه نو روزه در دلم زد آتش
برد آب رخ لهو و نشاطم خوش خوش
ناگاه چو گوسفند اضحي بينام!
شوال گرفته پاي اين روزه و كش!
در غزلي از «شرف شفروه‌ا‌ي اصفهاني» هم اين فعل به صورت رديف به كار رفته، و از آن ميان بيت زير در فرهنگ‌ها آمده است:
گرد سروپاي تو، چو پروانه دوانم
بوسي بده‌ اي شمع، كه در پاي تو ميرام!

نقل از : اطلاعات سياسي ـ اقتصادي 182 ـ 181
(ادامه دارد)

پي‌نوشت‌ها:
1ـ مرصادالعباد، ص 95.
2ـ نشريه‌ي دانشكده ادبيات تبريز (سال 8، شماره 3، پاييز 1335، صفحات 257 ـ 240).
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزند پيله رود  | 

پیشگفتار:

زبان آذری زبان پیشین آذرآبادگان(آتروپاتن= مادکوچک)یکی از دو شاخه زبان مادی است که زبان مادی خود یکی از زبانهای ایرانی است وزبانهای ایرانی شاخه ای از زبانهای هند وایرانی(آریایی)هستند وزبانهای هند وایرانی خود از کهن ترین خانواده ی بزرگ زبانهای هند واروپایی به شمار می آید.

زبان مادی در بخش گسترده ای از ایران آنروز (ایرانی که فراتر از مرزهای امروزین بوده است) کاربرد داشت.با گذشت زمان فاصله های جغرافیایی،گویشهای نوین تری پدیدآورد(بر پایه زبان مادر که همان زبان مادی بود) وزبان مادی به دو شاخه زبانهای کردی و آذری شناخته می شود(با این همه زبان پارسی پل پیوند مردم با هم و از ویژگیهای آشکار ایران بوده و هیچ نگرانی و مرگ آهنگی برای دیگر زبانها و گویشها نبوده است)امروزه با بررسی برابرکردن واژه های کردی وآذری دریافته اند که پیوند بسیار نزدیکی میان زبان کردی وآذری پا برجاست وپژوهشگران بی گمان به درستی این انگاره(نظریه)که زبان کردی وآذری از یک ریشه اند پی برده اند واین دو زبان پیوند نزدیکی با زبانهای اوستایی و پهلوی دارند.

همانگونه که زبانهای کردی چندین شاخه شده است مانند:کردی سورانی، سنه ای(سنندجی)، کرمانشاهی وکرمانجی و... ،زبان آذری نیز دو شاخه بزرگ زبانهای تاتی وتالشی را پدید آورده است که هرکدام از این دو زبان امروزه در کرانه ی دریای مازندران یا کاسپین(خزر)،[اران وشروان(جمهوری آذربایجان)] و[بخشی از تالش از الله بخش محله ، بخشهای مرکزی(هشتپر)،تالش دولاب(رضوانشهر)وشاندرمن(ماسال)در جنوب تا تالش اران] و[بخشی از آذربایجان و اردبیل:شال،شاهرود، دیزمار، کجل،کرینگان، هرزند،کلاسور و...]و[ بخش هایی از قزوین(تاکستان،روستاها و شهر های رامند:شال، اسفرورین،دانسفهان،سگزآباد، خوزنین ، خیارج و... ،الموت، رودبار و طالقان و..]و[بخشهایی ازجنوب غرب زنجان مانند:خوئین و...]و [بخشهایی از تهران و مرکزی: اشتهارد ،دماوند،روستاهای پیرامون رودخانه چالوس و...] است.

 زبان ترکی در روزگار شاهان صفویه که بنیانگذاران یگانگی دینی(اسلام شیعی)و سیاسی بودند جانشین زبان آذری شد و به یگانگی زبان ایران آسیبی بزرگ زد،با این همه زبان آذری از ریشه و بن رخت برنکند و یکباره و سراسر نابود نگشت،با اندکی دگرگونی واژه های آذری در زبان کنونی آذربایجان (که به جاست این زبان را «زبان کنونی آذربایجان» یا «زبان ترکی آذری» بنامیم)کاربرد دارد و با اندکی دید ژرف تر و زبان شناسانه  واژه های آذری را به آشکاری در زبان ترکی آذری می بینیم(به ویژه در بخش کشاورزی و دامداری و خانه داری و نامهای جایها و شهرها و روستاها به آشکاری واژه های آذری را می بینیم و همچنین افزون بر واژه ها،کنایه ها و زبانزدهای(ضرب المثلهای)زبان کنونی آذربایجان برگردان کنایه ها و زبانزدهای ایرانی است)زبان کنونی آذربایجان از زبان ترکی(30%) و از زبان ایرانی(70%){زبان ایرانی دربردارنده فارسی،آذری و واژه های پرکاربرد تازی می باشد}پی ریزی شده است و پژوهشهای پژوهندگان را می خواهد که این زبان را بازکاوی نمایند واین کار باید با دیدی دانش گرایانه و زبانشناسانه و به دور از احساسات وتعصبات انجام پذیرد.

در کنار زبان ترکی آذری،زبان آذری نیز در برخی جایها تا به امروز هنوز زنده است و کاربرد دارد با اینکه در بسیاری جاها تا همین 100 سال پیش به زبان آذری سخن می گفتند و امروزه زبانشان دیگر شده است(برای نمونه:مردم اسکو،لیقوان و پیرامون آن و...)آری به هر روی زبان آذری در برخی سامان با سختیها و دشواریهای زمانه کنار آمده و خود را همچنان کوه سهند و سبلان استوار نگهداشته و همانگونه که رود ارس روان است زبان آذری نیز بر زبانها روان است.

چنانکه گفته شد زبان آذری پیش از آنکه زبان ترکی آذری ، آذربایجان را فراگیرد زبان آن سامان بوده است و سخن گفتن به زبان آذری در نخستین سده های اسلامی و یادآورشدن ایرانی بودن این زبان در نوشتارهایی که در فهرستنامه زیر به این گونه آمده است:{نام بردن از زبان آذری(زبان کهن آذربایجان)}هرکدام از این نوشتارها انگاره ما را چنین استوار می سازد که زبان آذربایجان(آذری)شاخه ای از زبان ایرانی است که گاه به گونه های زبان پهلوی (الفهلویه) ، پهله(فهله)،آذری(الاذریه)،ایرانی (الفارسیه)و اذربیه در نوشته های کهن آورده اند.

پس از بازگشایی دری که سالیانی بسته بود و اندکی گرد فراموشی بر آن نشسته بود با پژوهشها و بررسیهای شادروان احمد کسروی تبریزی گشوده شد و پس از آن روانشاد بزرگان دیگری همچون:شادروان عبدالعلی کارنگ،شادروان یحیی ذکاء،شادروان دکتر یحیی ماهیار نوابی،شادروان دکتر حسینقلی کاتبی،شادروان محمدرضاشعار،دکتر منوچهر مرتضوی،دکتر احسان یارشاطر، دکتر محمد امین ادیب طوسی،دکترمحمدامین ریاحی خویی،استاد رحیم رضازاده ملک، دکتر محمدجواد مشکور،استاد ایرج افشار یزدی،دکتر علی اشرف صادقی،استاد علی عبدلی ،استاد و.ب.هنینگ و...در شناسایی هرچه بیشتر و بهتر این زبان کوشیده اند و می کوشند.

این فهرستنامه از برای آن گردآوری شده است تا پاسخگوی  پژوهشگران و اندیشمندانی باشد که در این زمینه پژوهش می کنند و از پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده است چه در درونمرز و چه در برونمرز آگاهی چندانی ندارند و برای آنکه خود خواسته باشند از تک تک آنها آگاه شوند زمانی دراز می خواهد و دشواریهای خود را خواهد داشت.

این فهرستنامه پژوهشهایی را که درباره زبانهای آذری،تاتی،تالشی که درگستره ایران و اران و شروان انجام شده است را دربرمی گیرد.

  

 

___________________________________________________

1- «آتورپات ایران گشسپ»که نام آتورپاتکان یا آذرآبادگان یا آذربایجان از آن گرفته شده است وی فرماندار آذربایجان و نگهبان آتشکده آذرگشسپ بوده است.

1--)آتورپاتکان(آذربایجان)ونهضت ادبی/دکتر جمال الدین فقیه/کتابفروشی علمی/

  (1346)تهران/رویه های 167تا216/

2--) آذربایجان در ایران معاصر/دکتر تورج اتابکی/برگردان:محمد کریم اشراق/ناشر

  توس/(1376)تهران/رویه های21 تا23/ زبان آذربایجان/

3--) آذربایجان و اران (آلبانیای قفقاز) /نگارش: عنایت الله رضا/ [بنیاد موقوفات دکتر      

  محمود افشار یزدی /چاپ1/ (1372)/رویه های97 تا158/]/[ ایران زمین/چاپ1/ (1360)

تهران/ رویه های113 تا210]/ زبان مردم آذربایجان و چگونگی زبان ترکی به آذربایجان/

4--) آذربایجان و نغمه های تازه ی استعمار گران/مهرداد آذری/سازمان انتشارات هفته/

  (1361)تهران/رویه های13 تا18/زبان مردم آذربایجان/

5--) آذربایجان و وحدت ملی ایران/دکترحسینقلی کاتبی/(1321)تبریز/

6--)آذریگان(آگاهیهایی درباره زبان باستان آذربایجان)/دکتر صادق کیا/(1354)تهران/   

  62رویه/

7--)آذری(گویش دیرین مردم آذربایجان)/رحیم رضازاده ملک/انجمن آثار و مفاخر    

  فرهنگی/چاپ1/(1377)تهران/246رویه/

8--)آذری و پیوند تاریخی با زبان کردی/نامیق صفی زاده(بورکه یی)/نگارنده

  (بورکه یی)/(1383)تهران/152رویه/

9--)آذری یا زبان باستان آذربایجان(آذربایگان)/شادروان احمد کسروی تبریزی/

   /(1309)/ 75رویه/این نوشتارچندین بار از نو به چاپ رسیده است نخستین چاپ آن

  1304درتهران با56 رویه می باشد/

10-)آشنایی با شهر تاریخی تاکستان(سیادن)/رضا رحمانی/انتشارات عبید زاکانی/چاپ1/

  (1377)قزوین/رویه های41 تا51/

11-)آفتاوَجار(سروده های تاتی وتالشی)/علی عبدلی/آرون با همکاری نویسنده/چاپ1

  /(1380)رشت/72رویه/

12-)آوای تات(سروده هایی به زبان تاتی تاکستان)/استاد علی پدرام/بحرالعلوم/(1379)

  قزوین/240رویه/

13-)احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم/شمس الدین ابوعبدالله محمدبن احمد...المعروف

  بالبشاری المقدسی/لیدن/(1906)/رویه های259و375و378/{نام بردن از زبان آذری

  (زبان کهن آذربایجان)}

14-)ادبیات تات و تالش:ایران وجمهوری آذربایجان/پژوهش و برگردان:علی عبدلی/ 

  شرکت سهامی انتشار/چاپ1/(1380)تهران/230رویه/

15-)اراک و همدان/ هلن گرگوار،پاتریس فونتن/رویه22/[اشاره به زبان تاتی درغرب و

  جنوب همدان]/

16-)اران از دوره باستان تا آغاز عهد مغول/دکتر عنایت الله رضا/مرکز اسناد و تاریخ

دیپلماسی وزارت امور خارجه/(1380)تهران/713رویه/

17-)اردبیل در گذرگاه تاریخ جلد2/علی باباصفری/(بی نا/(1353)تهران/و/چاپ2/ناشر:

  دانشگاه آزاد اردبیل/(بهار1371)اردبیل/رویه های 56تا62/ زبان و مذهب مردم  

  اردبیل[ونمونه هایی از گویش آذری]/

 18-)ارسباران در گذر حماسه و تاریخ جلد1/محمد حافظ زاده/نشر مهدآزادی/چاپ1/

  (1376)تبریز/رویه های هفت و هشت/

19-)اشعار و داستان های (د.آنتی اوف)متولد1913/{بر پایه نوشته اورانسکی در رویه 316

  (مقدمه فقه اللغه ی ایرانی/برگردان:کریم کشاورز/پیام/(1358)تهران/)از کتابها و نوشته-

  های تاتی نام برده شده}

20-)اشعار ونمایشنامه های (م.بخشی اف)متولد1910/{بر پایه نوشته اورانسکی در رویه

  316(مقدمه فقه اللغه ی ایرانی/برگردان:کریم کشاورز/پیام/(1358)تهران/)از کتابها و

  نوشته های تاتی نام برده شده}

21-)افسانه های تاتی و تالشی/علی عبدلی/بی نا/بی تا/

22-)افسانه های خ داداش اف[افسانه های تاتی]/ (1947)/{بر پایه نوشته اورانسکی در

  رویه 316(مقدمه فقه اللغه ی ایرانی/برگردان:کریم کشاورز/پیام/(1358)تهران/)از کتابها

  و نوشته های تاتی نام برده شده}

23-)اقوام مسلمان اتحاد شوروی/شیرین آکینز/برگردان:علی خزاعی فر/آستان قدس

  رضوی/(1366)مشهد/بخشی درباره تاتها/

24-)الاتنبیه والاشراف/ابوالحسن علی بن حسین مسعودی/[(درستنگاری:عبدالله اسماعيل

  الصاوي (1357ق.) قاهره)/ (چاپ بغداد/رویه های67و68)/ (/ برگردان:ابوالقاسم پاینده /

  (1349) تهران /بنگاه ترجمه و نشر کتاب/رویه های73و 74)]{نام بردن از زبان آذری

  (زبان کهن آذربایجان)}/(درگذشته به سال346 .)

25-)الفهرست/محمدابن اسحق الوراق ابن الندیم/(1348 .) مصر/رویه19/{نام بردن از

  زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}/ (درگذشته به سال387 .)/

26-)المنخ تاتی/ای.س.براگینسکی/(1988)مخاچ قلعه/

27-)اندیشه ها راجع به تحقیق مردم ایران/ن.و.خانیکوف/عرفان/(1992)دوشنبه/خووین،از

  گذشته و امروز یهودیان مشرق/سانتک/پتربورگ/رویه228/

28-)ایرانشهر(برمبنای جغرافیای موسی خورنی)/پروفسور یوزف مارکوارت/ برگردان:

  دکتر مریم میر احمدی/انتشارات اطلاعات /(1373)تهران/رویه234/ زبان پهلوی زبان

  آذربایجان/

29-)ایران نامک(نگرشی نو به تاریخ و نام ایران)/امان الله قرشی/ناشر:نگارنده/(1373)

  تهران/رویه های287 و290 و306 و307 و308 و309 /زبان آذری وتات/

30-)ایران و قفقاز،اران و شروان/گردآوری و تنظیم:دکتر پرویز ورجاوند/نشر قطره/چاپ

  1/ (1378)تهران/389رویه/ رویه های 285 تا294/ردیابی زبان های ایرانی در قفقاز

  (گویش تاتی یا ارانی)/یحیی ذکاء// رویه های295 تا301/ یک«دو بیتی آذری از سده ی

  هفتم هجری و معنای آن»/یحیی ذکاء/

31-)ایلخچی،یک ده صوفی نشین آذربایجان(دفترهای مونوگرافی،شماره6)/غلام حسین

  ساعدی/(1342)تهران/254رویه/

32-)اورازان/جلال آل احمد/[مازیار و رواق/چاپ7/(1336)تهران/102رویه/] و[دانش/

  (1333)تهران/62 رویه/(در راه دانش شماره2)/]/

33-)بابک خرمی و جنبش سرخ جامگان/خسرو معتضد/شرکت انتشارات جهان معاصر/

  چاپ1/(1372)تهران/253رویه/بخشی درباره زبان آذری/

36-)بحثی درباره ی زبان آذربایجان،[فرهنگ]واژه های فارسی در لهجه امروزی

  آذربایجان/محمد رضا شعار/(1346)تبریز/152رویه/رویه های53 تا134/

34-)بررسی زبان شناختی گویش تاتی شاهرود و خلخال/سید اکبر یحیی زاده/استاد

  راهنما:دکتر محمودرضا دستغیب بهشتی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز)/

  (1382)/

35-)بررسی ساختمان فعل در گویش تاتی تاکستان و منطقه بوئین زهرا/ایرج رحمانی/

  استاد راهنما:دکتر سعید عریان//( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران

  مرکزی)/(1380)/

36-)بررسی عناصر واج شناختی گویش تالشی شهرستان ماسال و شاندرمن/شهین شیخ-

  سنگ تجن/استاد راهنما:دکتر محمود بی جن خان/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه

  تهران)/(1380)/

37-)بررسی گویش اشتهارد/دکتر حسین نخعی (آذران)/ ( پایان نامه دکتری دانشگاه

  تهران/(1344)/ ( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1380)/

38-)بررسی گویش الموت(تاتی)/پرویز البرزی ورکی/استاد راهنما:دکتر علی محمد

  حق شناس/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1370)/146رویه/

39-)بررسی گویش تاتی در ینگی امام(ساوجبلاغ)/آذر ابوطالب/استاد راهنما:دکترحسن

  زند/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(73-1372)/130 رویه/

40-)بررسی گویش تالشی(دهستان خوشابر)/حمید حاجت پور/استاد راهنما:دکتر علی

  اشرف صادقی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی)/(1369)/

41-)بررسی گویش تالشی(دهستان طاسکوه ماسال)/مهرداد نغز گوی کهن/ استاد راهنما:

  دکتر علی محمد حق شناس/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1374)/

42-)بررسی گویش تالشی عنبران،روستای میرزانق(استان اردبیل)/ربابه امیریان بودالالو/

  استاد راهنما:دکتر یدالله ثمره/ ( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد تهران مرکزی)/

   (1380)تهران/

43-)بررسی گویش مراغی در روستای موشقین/حسینعلی رسولی/ استاد راهنما:دکتر

  یحیی مدرسی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران)/(1369)/90رویه/(تاتی)/

44-)بررسی واجشناسی گویش تاتی دهکده کجل(خلخال) براساس روشهای نوین

  زبانشناسی/ماری آرادگلی/استاد راهنما:دکترسیف الله نجم آبادی/(پایان نامه کارشناسی

  ارشد دانشگاه تهران)/(1349)/

45-)بررسی ویژگی های ساختمان دستوری گویش تاتی تاکستان (دستور زبان تاتی

  تاکستانی)/عباس طاهری/استاد راهنما:دکتر سیروس شمیسا و دکترمحمد دبیر مقدم/

  (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی/ (1370)/ (جای نگهداری:

  پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران)/

46-)برگزیده های اشعار سید عبدالقادر حسینی نقشی و سید محمودشرفی«شوقی»

  (مجموعه سروده های فارسی وتالشی)/به کوشش: ابراهیم خادمی ارده/تالش/(1381)

  تهران/185رویه/

47-)بعضی معلومات های مردم شناسی راجع به تات های ایران/ف.د.لیوشکیویچ/

  (1972)مسکو/رویه های 192تا194/به زبان روسی/

48-)بیست مقاله قزوینی/محمد قزوینی/[ جلد2 (1927)بمبئی/ رویه های141تا148] و

  [جلد1(1363)تهران/ناشر دنیای کتاب/رویه های178تا186]/ آذری یا زبان باستان  

  آذربایگان (نقد کتاب احمد کسروی)/

49-)پژوهشنامه ی فرهنگستان زبان ایران شماره1/(بهمن1354)/ رویه های1 تا20/

  آگاهیهای تازه از گویش آذری/دکتر صادق کیا/

50-)پژوهشی در:تبار مشترک ایرانیان و تورانیان/دکتر محمد علی سجادیه با پیشگفتار

  استاد فریدون جنیدی/بلخ وابسته به بنیاد نیشابور/چاپ1/(1368)تهران/

51-)تات نشین های بلوک زهرا(زندگی روزمره در دو ده از بلوک زهرای قزوین

  «سزجوه – برموه»)/جلال آل احمد/[ناشر:امیرکبیر/چاپ5/(1370)تهران]و[ناشر:فردوس/

  چاپ2/(1379)تهران]/221رویه/

52-)تات ها- یهودی مذهب ها کتاب1/مرتب م.ایماتاتوف/(1993)مسکو/رویه16/

53-)تاتی و هرزنی،دو لهجه از زبان باستان آذربایجان/عبدالعلی کارنگ/بنگاه مطبوعاتی

  واعظ پور(1333)تهران/160رویه/

54-)تاجیکان،آریائیها و فلات ایران/میرزا شکور زاده/سروش/(1380)تهران/رویه های   

  133تا135/واژه ی تات،تت وتاجیک/

55-)تاریخ آتورپاتکان/ استاد اقرار علی اف/ترجمان:شادمان یوسف/نشربلخ وابسته به

  بنیاد نیشابور/چاپ1/ (1378)تهران/248رویه/

56-)تاریخ آذربایجان از ماد تا مشروطیت/دکتر منوچهر مرتضوی/ناشر دانشگاه تبریز/

  (1354)تبریز/

57-)تاریخ تبار و زبان مردم آذربایجان/غلامرضا انصاف پور/فکر روز/چاپ1/(1377)

  تهران/

58-)تاریخ داغستان/ر.م.مگامدوف/مخاچ قلعه/رویه های79تا106/(به زبان روسی)/

59-)تاریخ زبان آذری در آذربایجان/حسین نوین/نشر صدرا/(1383)اردبیل/230رویه/

60-)تاریخ زبان فارسی جلد2/دکتر پرویز ناتل خانلری/نشر بنیاد فرهنگ ایران/(1345)/

  و/نشرنو/(1369)تهران/رویه های 23تا34/گویش های ایرانی نو/

61-)تاریخ گزیده/حمدالله مستوفی/به کوشش:دکتر عبدالحسین نوایی/رویه های 720 و

  726/(سالهای680 تا750هجری می زیسته)/

62-)تاریخ ماد/ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف/برگردان:کریم کشاورز/ شرکت  انتشارات

  علمی و فرهنگی/چاپ6(1380)تهران/664رویه/

63-)تاریخ هشت هزار سال شعر ایرانی(پارسی)2جلد/پژوهنده:دکتر رکن الدین 

  همایونفرخ/نشر علم/(1370)/(پایان نامه ی دکترا دانشگاه نیوپورت کالیفرنیا)/رویه های

  196 تا224/زبانها و لهجه های ایرانی کنونی/

64-)تالش بلبلون باغه:برگزیده ای از سرودهای تالشی/سراینده:نوروز پورعینی ناو/احسان/

  (1384)تهران/255رویه/

65-)تالش نامه:فرهنگ تعبیرات،کنایات،امثال و.../علی نصرتی سیاهمزگی/چوبک/

  (1382)رشت/376رویه/

66-)تالشی ها کیستند؟/علی عبدلی/[کتابفروشی دهخدا/چاپ1/(1363)بندرانزلی/رویه

  های43تا59/زبان تاتی وتالشی/رویه های121تا138ادبیات رسمی تالش] و[چاپ2/ با

  افزوده ها و نگرشی نوین و بنیادین/(1369)تهران/ققنوس/248رویه]/

67-)توصیف گویش تالشی(پره سر)/محرم رضایتی کیشه خاله/پایان نامه دانشگاهی

  /دانشگاه تهران/(1370)/

68-)جایی با آفتاب(برگردان به تاتی 60 سروده فارسی و ترکی)/مقصود حاجی اف/

  (1997)باکو/

69-)جستارهایی درباره ی زبان مردم آذربایگان/یحیی ذکاء/با مقدمه:دکتر محمدامین

  ریاحی/ بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار یزدی/(1379)تهران/229رویه/   

70-)جستاری در زبان و ادبیات تاتی به پیوست مونوگرافی روستای خیارج/علی محمد

  آقا علی خانی/رامند/(1383)/240رویه/

71-)جشن ها و آداب و معتقدات زمستان،استان هاي آذربايجان و همدان /جلد2/

  ابوالقاسم انجوي شيرازي/امیرکبیر/(1354)تهران/رویه/109/ نوروز قديمين و كوسه در

  الوير ساوه : زبان مردم/ [گويش تاتي الوير ساوه]/

72-)چکیده ای در آموزش صرف زبان تاتی یهودیان/ و.س.میلر(پدر)/(1901)مسکو/

73-)چکیده ای درباره ی آوانگاری گویش تاتی یهودیان/ و.س.میلر(پدر)/(1900)

  مسکو/

74-)چکیده ای درباره ی سکونتگاه های تات ها و گویش های آنان/و.ب.میلر(پسر)/

  (1929)باکو/

75-)چم به را(Chem Ba Ra) مجموعه سروده های تالشی/ ناصر حامدی/نشرکتاب

  نیستان/چاپ1/ (1378)تهران/

76-)چهره آذرآبادگان در آئینه تاریخ ایران/(1353)تبریز/334رویه/دربردارنده:

  Pرویه های 276تا283/دو نمونه از زبان مردم تبریز در سده های هفتم و هشتم هجری/

     دکتر رشید عیوضی/

 P رویه های214تا230/ زبان آذربایجان/دکتر منو چهر مرتضوی/

 P رویه های231تا251/ سابقه ی زبان دری در آذربایجان/غلامحسین مرزآبادی/

77-)چهل گفتاردر ادب و تاریخ و فرهنگ ایران/سخن/(1379)تهران/رویه های24تا

  44/ملاحضاتی درباره زبان کهن آذربایجان/دکتر محمدامین ریاحی خویی/

78-)[چیستانها،ضرب المثلها،افسانه ها،متلهای...تاتی/علی عبدلی/(1368آماده چاپ)]/

79-)خاطرات و اسناد ناصر دفترروائی/به کوشش:ایرج افشار وبهزادرزاقی/ناشران:

  فردوسی و ادیب/(1363)تهران/رویه 284جغرافیای خلخال/رویه های291 تا293گویش

  بومی کهن در خلخال(تاتی)/ رویه های340 تا346اشعار تاتی و خلخالی/

80-)خزینه ی خلقی(مجموعه افسانه ها)/ نائیده اشلوموا/ (1991)مخاچ قلعه/

81-)خلاصه ی مقالات همایش تالش/دانشگاه گیلان/(1383)گیلان/ رویه 78/زبان

  اردبیلی قدیم و قرابت آن با زبان تالشی/دکتر علی اشرف صادقی/

82-)خلخالی یک لهجه از آذری/عبدالعلی کارنگ/شفق/(1334)تبریز/16رویه/

83-)خندیله پشت(Khendila Pesht) مجموعه سروده های تالشی/فرامرز مسرور

  ماسالی/(1352)رشت/

84-)خیاو یا مشکین شهر کعبه ی ییلاقات شاهسون،زبان و لهجه و نمونه ای از لغات

  محلی،...(دفترهای مونوگرافی،شماره7)/ غلامحسین ساعدی/(1344)تهران/رویه171تا

  198/

85-)دائره المعارف اسلامی/زیرواژه:تات/مینورسکی/

86-)دائره المعارف بزرگ اسلامی جلد1(آب-آل داوود)/مرکز دائره المعارف بزرگ

  اسلامی/چاپ1/ (1367)تهران/رویه های259تا262/زیر واژه آذری/یحیی ذکاء/

87-)دائره المعارف بزرگ اسلامی جلد2/مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی/چاپ1/

  (1367)تهران/رویه های198 تا200/ زیر واژه آمره اي/دکتر احمد تفضلي/[درباره ی گویش تاتی آمره ای تفرش]/

88-)دائره المعارف فارسی/غلامحسین مصاحب/فرانکلین/(1345)تهران/رویه589/تات/

89-)دانشنامه ایران و اسلام شماره1(آب تا آئینه کاری)/دکتر احسان یارشاطر/(1354)/

  بنگاه ترجمه و نشر کتاب/رویه های 61تا69/ زیرواژه :آذری//رویه90/

90-)دانشنامه ی جهان اسلام شماره6(ت تا تربت جام)/(1380)تهران/رویه های15تا19/

  زیر واژه ی: تات/(گویشهای تاتی)/علی پور صفر قصابی نژاد وگیتی شکری/

91-)دانه ای از خروار(تک نگاری سفر به تات نشینهای خلخال)/علی عبدلی/بی نا/بی تا/

92-)دربند/(1958)مسکو/رویه11/س.آ.خان مگامدوف/

93-)دربند باستانی/(1982)مسکو/رویه های72-76-84/کودریاوتسف/

94-)در حصار سنگ(مجموعه سروده های فارسی و تالشی)/فرامرز مسرور ماسالی/فرامرز مسرور/  (1380)ماسال/57 رویه/

95-)در مسائلی راجع به تاتها/ر.م.مگامیدوف/(1981)مخاچ قلعه/

96-)دریا در تشنگی(مجموعه سروده های فارسی و تالشی)/فرامرز مسرور ماسالی/ فرامرز

  مسرور/ (1380)ماسال/57 رویه/

97-)دستور زبان تاتی/عادل ایرانی کلور/نشر آذر سبلان/(1381)اردبیل/82 رویه/

98-)دستور زبان تاتی،تالشی،گیلکی،مازندرانی و کردی/نیکلایویچ برزین/(1853)کازان/

  (به زبان فرانسه)/

99-)دستور زبان کنونی آذربایجان/عبدالعلی کارنگ/بی نا/(1340)تبریز/52رویه/

100)دماوند(شامل اوضاع اقتصادی و اجتماعی شهرستان دماوند)/ع.صفایی/انتشارات

  کانون معرفت/(1335)/رویه85/زبان دماوند زبان تاتی/

101)دوتا برار/مقصود حاجی اف/(1993)باکو/88 رویه/به زبان تاتی وخط کریل/

102)ده مقاله از ادیب طوسی/محمد امین ادیب طوسی/بی نا/(1337)/202+136رویه/  

  مقاله ها: O1- لهجه کازرونی قدیم

              O2- مثلثات سعدی

P3- نمونه ای از فهلویات قزوین و زنجان و تبریز در قرن هفتم

P4- فهلویات زبان آذری در قرن هشتم و نهم

P5- فهلویات مغربی تبریزی

P6- فهلویات ماماعصمت وکشفی به زبان آذری اصطلاح راژی یا شهری

O7- فهلویات لری

P8- دو قصیده به دو لهجه ی نیمه آذری؟

O9- دو غزل به لهجه نیمه شیرازی و چند ترانه نیریزی

P10- نمونه چند از لغت آذری

103)دیوان همام تبریزی/به کوشش دکتر رشید عیوضی/[انتشارات دانشگاه تبریز/(1351) 

  تبریز/]و[نشرصدوق/چاپ2/(1370)تهران/رویه های62 و63/]/

104)راهنمای زبانهای ایرانی جلد2/ رودیگر اشمیت/برگردان گروهی/به کوشش:حسن

  رضایی باغ بیدی/(1383)/

105)روزنامه ابرار/(18مهر1380)/رویه6/آذری زبان دوم مردم آذربایجان/فیروز منصوری/

106)روزنامه اطلاعات/(21خرداد1382)/رویه6تاتی وتالشی بازمانده زبان ماد/علی عبدلی/

107)روزنامه اطلاعات/(26شهریور1382)/منابع و مأخذ مربوط به زبان دیرین مردم

  آذربایجان/دکترمنوچهر مرتضوی/

108)روزنامه اطلاعات/(29اسفند1382)/تأملی در زادگاه زرتشت/علی عبدلی/

109)روزنامه اطلاعات/(11شهریور1383)/ اهمیت گویشها و لهجه های ایرانی/دکتر بهمن

  سرکاراتی/

110)روزنامه آفرینش/(22خرداد1379)/ازخواستگاری تا جشن عروسی در تاکستان/

111)روزنامه پرچم شماره1و2و3/مقالات احمدکسروی/

112)زبان آذربایجان و وحدت ملی ایران /نگارش مهندس ناصح ناطق /بنیاد موقوفات    

  دکتر  محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1358)تهران/115رویه/

113)زبان باستان اردبیل و ستارگان آذربایجان/بهروز نعمت اللهی/نشر شیخ صفی الدین/

  (1381)اردبیل/189رویه/

114)زبان پاک(مجموعه1- زبان پاک2- زبان آذری یا زبان باستان آذربایگان3- نامهای

  شهرها و دیه های ایران)/سیداحمد کسروی تبریزی/به کوشش:عزیزالله علیزاده/فردوس/

  چاپ1/(1378)تهران/296رویه/

115)زبان تات(3جلد)/مقصود حاجی اف/(1996)باکو/به خط لاتین ترکیه ای/

116)زبان تاتهای آذربایجان/مقصود حاجی اف/(1995)باکو/220رویه/به زبان ترکی و

  خط کریل/

117)زبان تاتهای آذربایجان شرقی/فرهنگستان علوم شوروی/(1963)لنینگراد/210رویه/

118)زبان تاتهای جمهوری آذربایجان/گردآوری:د.گریون برگ/(1963)لنینگراد/(در سه

  بخش:1- پژوهش ها 2-نوشته ها 3- واژه نامه)/ (به زبان روسی)/

119)زبان تاتی/ د.گریون برگ/(1966)مسکو/سری ا/

120)زبان تاتی در شاهرود و خلخال شامل دستور،فرهنگ لغات و اصطلاحات/جواد

  معراجی لرد/استاد راهنما:دکتر برات زنجانی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد

  واحد تهران مرکزی)/(1377)/

121)زبان تالشی/ب.و.میللر/(1953)مسکو/(به زبان روسی)/

122)زبان تالشی،گویش خوشابر/دکتر حمید حاجت پور/گیلکان/[چاپ1/(1382) دوشنبه

  (تاجیکستان)]و[چاپ2/(1383)رشت]/

123)زبان دیرین آذربایجان/پژوهش ونگارش: دکتر منو چهر مرتضوی/  بنیاد موقوفات 

    دکتر  محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1360)تهران/154رویه/

124) زبان فارسی درآذربایجان جلد1(27مقاله ازنوشته های دانشمندان و زبان شناسان)/

    گردآوری: ایرج افشار/ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1368)تهران/

    سیزده+520 رویه/ دربرگیرنده نوشتار های زیر:        

     1- آذری یا زبان باستان آذربایگان/احمد کسروی تبریزی/از کتاب آذری یا زبان              

       باستان آذربایگان

     2- آذری یا زبان باستان آذربایگان/محمد قزوینی /از کتاب بیست مقاله قزوینی جلد1/   

     3- نامه امیل بئر درباره لهجه های آذری/ازمجله ی آینده/سال5 شماره4-6/(1358)/

     4- درباره زبان فارسی وآذربایجان/دکتر تقی ارانی/ازمجله ی  ایرانشهر/ چاپ برلین

     (1303-1924) شماره 5 و6رویه های355-365 /ومجله ی فرنگستان/ چاپ برلین

     (1303-1924) رویه های 247-254/

     5- نحوه ی تدریس فارسی درآذربایجان/محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)/ازمجله

      یغما/(1306)تهران/رویه های  317-318/ 

     6- زبان ایران(دیباچه)/ذبیح بهروز/از رساله زبان ایران/(1313)تهران/

     7- زبان ترکی در آذربایجان/عباس اقبال آشتیانی/ازمجله یادگار/سال2 شماره3/

      (1324)/

     8- سیاست زبان/عباس اقبال آشتیانی /از مجله یادگار/شماره6سال2(بهمن1324)/

     9- یک سند مهم در باب زبان آذری/ عباس اقبال آشتیانی/ از مجله یادگار/شماره2

      سال3/(1324)/

    10- آذربایجان و زبان پارسی/محمد امین ادیب طوسی/ازمجله ماهتاب شماره 4تا10/

     (1317)تبریز/

    11- دراطراف مقاله ی آذربایجان و زبان پارسی/دکتر حسینقلی کاتبی/ ازمجله ماهتاب

    12- سند تاریخی از گویش آذری تبریز/دکتر محمدمقدم/از ایران کوده شماره10/

     (1327)/

    13-گویش کرینگان/یحیی ذکاء/از رساله ای به همین نام/(1332)تهران/

    14- رساله روحی انارجانی/سعید نفیسی/از فرهنگ ایران زمین جلد2/(1333)

    15- زبان آذربایجان در سالهای پس از اسلام/عبدالعلی کارنگ/از کتاب تاتی و هرزنی

     /(1333)تبریز/

    16- یگانگی ایرانیان و زبان فارسی/دکتر محمود افشار/از مجله آینده/(1338)تهران/

    17- زبان و ادبیات آذربایجان/دکتر جمال الدین فقیه/از کتاب آتورپاتکان-آذربایجان

     و نهضت ادبی/(1346)تهران/

    18- زبان آذربایجان/محمد رضا شعار/از کتاب بحثی درباره زبان آذربایجان/(1346)

     تبریز/

    19- زبان فارسی و وحدت ملی/دکتر رعدی آذرخشی/(1347)تهران/

    20- گویش آذری/رحیم رضا زاده ملک/از کتاب گویش آذری/(1353)تهران/

    21- زبان آذربایجان/دکتر منوچهر مرتضوی/از کتاب چهره آذرآبادگان درآئینه تاریخ

      ایران/(1353)تبریز/

    22- سابقه زبان دری در آذربایجان/دکتر غلامحسین مرزآبادی/ از کتاب چهره

     آذرآبادگان درآئینه تاریخ ایران/(1353)تبریز/

    23- آذریگان/دکتر صادق کیا/از کتاب آذریگان(اندیشه نیک شماره2)/(1354)تهران/

    24- آذری یاآذربایجانی؟/محمد محیط طباطبایی/از مجله گوهرشماره4سال6/(1357)/

    25- زبان مردم آذربایجان/دکترعنایت الله رضا/ازکتاب آذربایجان و اران/(1360)تهران

    26- زبان فارسی نشان والای قومیت ایرانی/دکتر جواد شیخ الاسلامی/از مجله آینده

     شماره3و4سال7/(1360)/

    27- پژوهش های معاصران در زبان آذربایجان/دکتر حسینقلی کاتبی/ازنامواره ی دکتر

     محمود افشار/جلد2/(1365)تهران/

    28- ملاحضاتی درباره ی زبان کهن آذربایجان/دکتر محمد امین ریاحی/ازنامواره ی

     دکتر محمود افشار/جلد4/(1367)تهران/  

    29- سخنی چند درباره ی زبان آذربایجان/ دکتر محمود افشار/ازکتاب زبان آذربایجان

     و وحدت ملی ایران/استاد ناصح ناطق/(1358)/

    30- کتابشناسی گویش آذری/استاد ایرج افشار/

125) زبان فارسی درآذربایجان جلد2(23گفتار ازنوشته های دانشمندان و زبان شناسان)/

    گردآوری: ایرج افشار/ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی/ چاپ1/(1371)تهران/

    479 رویه/ دربرگیرنده نوشتار های زیر:        

    1- زبان تبریزی/ محمد محیط طباطبایی/از مجله آموزش و پرورش شماره10سال8/ 

     (1317)/

    2- محمد بن البعیث و زبان آذری/محمد نخجوانی/از مجله یادگارشماره6و7/(1324-

     1325)

    3- زبان کنونی آذربایجان/یحیی ماهیار نوابی/از نشریه دانشکده ادبیات تبریز/(1332) /

     ودر مجموعه مقالات نوابی/جلد1/مؤسسه آسیایی دانشگاه شیراز/(1355)

    4- دو پیوست/ یحیی ماهیار نوابی/

    5- تاتی و کرینگان/عبدالعلی کارنگ/ از نشریه دانشکده ادبیات تبریزشماره 1و2سال4/

     (1334)/

    6- زبان کنونی آذربایجان/عزیز دولت آبادی/ از نشریه دانشکده ادبیات تبریزشماره4

     دوره6/(1333)/

    7- فهلویات ماما عصمت وکشفی به زبان آذری/ محمد امین ادیب طوسی/ از نشریه

     دانشکده ادبیات تبریزسال8/(1335)

    8- فهلویات زبان آذری در قرن هشتم و نهم/ محمد امین ادیب طوسی/ از نشریه  

     دانشکده ادبیات تبریز شماره4سال7/(1335)

    9- فهلویات مغربی تبریزی/ محمد امین ادیب طوسی/از نشریه دانشکده ادبیات تبریز

     شماره8/ (1335)

    10- نمونه ای چند از لغات آذری/ محمد امین ادیب طوسی/ از نشریه دانشکده ادبیات

     تبریزسال 8و9/(1335-1336)

    11- آذربایجان و زبان دری/شادروان ابراهیم پورداوود/ از نشریه کتابخانه ملی تبریز

     شماره13و14/(1347)/

    12- درباره زبان آذربایجان/استاد ناصح ناطق/ازمجموعه سخنرانیهای کانون فرهنگی

     ایران جلد3/(1351)تهران/

    13- دو نمونه از زبان مردم تبریز/استاد رشید عیوضی/ از کتاب چهره آذرآبادگان در

     آئینه تاریخ ایران/(1353)تبریز/

    14- آذری/استاد یارشاطر/ازدانشنامه ایران واسلام جلد1/(1354)/

    15- دقیقی،زبان دری و لهجه آذری/استاد جلال متینی/ از نشریه دانشکده ادبیات و  

    علوم انسانی دانشگاه مشهد شماره4 سال11/(1354)/

    16- زبان فارسی در زنجان/ استاد ایرج افشار/ از مجله آینده سال9/(1362)/

    17- یادی دیگر از مسائل زبان فارسی/میر احمد طبا طبایی/از مجله آینده شماره 5

     سال9/(1362)/

    18- گویش بومی کهن در خلخال(تاتی)/ناصر دفتر روائی/از کتاب خاطرات و اسناد 

     ناصر دفتر روائی/ایرج افشار و بهزاد رزاقی/(1363)تهران/رویه های340تا346/

    19- دو غزل آذری تازه یافته/یحیی ذکاء/از مجله زبانشناسی شماره2سال2/(1365)و

    مجله ایران نامه چاپ آمریکا/

    20- آذری/یحیی ذکاء/ازدائره المعارف بزرگ اسلامی جلد1/(1368)تهران/

    21- اشعار نباتی قراداغی به گویش تاتی/رحیم رصا زاده ملک/

    22- زبان فارسی در آذربایجان(به زبان انگلیسی)/استاد احسان یار شاطر/

126)زبان کنونی آذربایجان/دکتر یحیی ماهیار نوابی/(1333)تبریز/145رویه/وزیری/

127) زبانها و لهجه های ایرانی/دکتر احسان یارشاطر/(1365)تهران/

128) زبانهای ایرانی/یوسیف م. اورانسکی/دکترعلی اشرف صادقی/سخن/(1378)تهران/

129) زبانهای باستانی آذربایجان/ دکتر حسینقلی کاتبی/پاژنگ/چاپ1/(1369)تهران/121

  رویه/

130)زندگی و مهاجرت نژادآریا بر اساس روریات ایرانی/استاد فریدون جنیدی/بلخ

  وابسته به بنیاد نیشابور/چاپ1/(1358)تهران/رویه های49 و50/ بررسی 2 واژه آذربایجانی 

  /پانوشت رویه180//زبان آذربایجان/

131)زورق شکسته(سروده های تاتی)/محمود زرندی/نشر سهیل/(1380)تهران/172رویه/

132)سالنامه دنیا سال29/(1352)/رویه های238تا243/لهجه های فارسی/دکتر احسان

  یارشاطر/

133)سایه های شکارشده/دکتر بهمن سرکاراتی/نشر قطره/(1378)تهران/رویه های315

  تا340 /«زبان کهن آذربایجان»/ و.ب.هنینگ/

134)سبک شناسی3جلدی/محمد تقی بهار(ملک الشعرا)/امیرکبیر/(1373)تهران/[جلد1/

  رویه های26 تا29و112/درباره زبان آذربایجان] و[جلد3/رویه50/درباره واژه تات/]/

135)سخنوران و خطاطان زنجان/کریم نیرومند و کریم زعفری/(1347)زنجان/رویه های

  105تا111[رباعیات و ترانه های تاتی/ملا جمال طاهری(هزاری)]/

136)سرایندگان شعر فارسی درقفقاز/عزیز دولت آبادی/ بنیاد موقوفات دکتر محمود

  افشار یزدی/(1370)تهران/455رویه/

137)سرودها و شعرهای آوای تالش/خانجان برزگر ریک/مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی

  دهسرا/(1381)رشت/128رویه/

138)سرودهای تاتی یهودیان/ و.س.میلر(پدر)/(1913)مسکو/

139)سفرنامه ی پیترو دلاواله/برگردان:شعاع الدین شفا/انتشارات علمی و فرهنگی/چاپ

  2/(1370)تهران/ رویه های275 تا280/

140)سفرنامه ی مازندران واسترآباد/رابینو/[بخش فارسی/(1342قمری)قاهره/] و [بخش

  انگلیسی/(1981 میلادی)/ لندن/] / تات و تاتی/

141)شرح تاریخ تشکیل الفبای تاتی و زبان ادبی/ح.داشلوموف/(1982)مخاچ قلعه/

  دست خط/رویه2/

142)ششمین کنگره ی تحقیقات ایرانی/2جلد/دانشگاه آذرآبادگان/(1352-1357 )

  تبریز/نوشتارها:

 Pبیست واژه آذری درحواشی نسخه خطی کتاب البلغه/مجتبی مینوی/

 Pاضافه در زبان آذری کهن/رشیدعیوضی/

143)شلاش باغ(مجموعه پنجاه دوبیتی تالشی)/سروده:ابوالقاسم حق پرست/ ابوالقاسم حق

  پرست/(1383)فومن/56رویه/

144)شمس تبریزی/محمدعلی موحد/نشرطرح نو/چاپ1/(1375)تهران/رویه های7 تا11

  /سابقه ی فارسی دری در آذربایجان/

145)صفوه الصفا/توکل بن اسماعیل ابن بزاز اردبیلی (سده ی8 .)/به کوشش غلامرضا

  مجد طباطبائی/[(انتشارات زریاب/چاپ2/(1376)تهران)و(چاپ1/(1373)اردبیل)]/{نام

  بردن از زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}

146)صوره الارض/ابن حوقل/[( چاپ لیدن/رویه259/)و(چاپ تهران/برگردان:دکتر

  جعفر شعار/انتشارات بنیاد فرهنگ ایران/(1345)/رویه96)]{نام بردن از زبان آذری (زبان

  کهن آذربایجان)}

147)ضرب المثلها،چیستان ها و باورداشتهای تالشی(تالش مثله)/محمد رضا شافعی

  کوهستانی/کتیبه گیل/(1382)رشت/73 رویه/

148)طالش:منطقه ای قومی در شمال ایران/مارسل بازن/مظفر امین فرشچیان/نشر آستان

  قدس رضوی/(1367)مشهد/

149)طرح های تفصیلی درباره ی زبان تاتی مسلمانان بخش1/ و.س.میلر(پدر)/(1905)/

150)طرح های تفصیلی درباره ی زبان تاتی مسلمانان بخش2/ و.س.میلر(پدر)/(1907)/

151)عروسی- شادمانی[عروسی – جشن و سرور]/مقصود حاجی اف/(1995)باکو/160

  رویه/به زبان ترکی و خط کریل/

152)فرهنگ(6جلدی)جلد1/دکتر محمد معین/امیرکبیر/(1362)تهران/زیر واژه:تات و

  آذری/

153)فرهنگ تاتی و تالشی/علی عبدلی/کتابفروشی دهخدا/چاپ1/(1363)بندرانزلی/

154)فرهنگ تطبیقی تالشی- تاتی- آذری/استادعلی عبدلی/شرکت سهامی انتشار/

  (1380)تهران /472رویه/

155)فرهنگ توصیفی گونه های زبانی ایران/ایران کلباسی و.../مجری وزارت آموزش

  عالی(پزوهشگاه علوم انسانی).../(1374)/

156)فرهنگنامه ی کودکان و نوجوان شماره1(آئرودینامیک تا آیه)/شورای کتاب

  کودک/نشرفرهنگنامه/ چاپ3/(1374)/رویه های68و69/زیر واژه:آذری/

157)فرهنگ واژگان تات نشین های اسفراین/علیرضا رمضانیان/استاد راهنما:دکتر

  حسینعلی یوسفی/( پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد سبزوار)/(1379)/

158)فرهنگ واژه های کهن در زبان امروز آذربایجان/محمد رضا شعار/ بلخ وابسته به

  بنیاد نیشابور/چاپ1/(1378)تهران/184رویه/

159)فصلنامه ادبی سیمرغ شماره1سال1(دوره نوین)/(تابستان1373)/رویه های191تا208

  رابطه داستان « بیژن و منیژه »با افسانه ی مردمی« بژان  ان منژان» تاتی/ نائیده اشلوموا/  

  برگردان:رحمن رجبی یزدان پناه/

160)فصلنامه دروازه بهشت شماره15سال5/(تابستان1383)/ رویه های50 تا60/اسب در

  زبان و باور مردم تات زبان جنوب استان قزوین/دکتر نصرالله پوراملشی// رویه های61 تا 

  68/پاره ای از ویژگی های لهجه ی پارسی قزوینی/مجید بالدران// رویه های84تا93/

  آل احمد و مردم نگاری"تات نشین ها"/جبار رحمانی/

161)فهرست بناهای تاریخی آذربایجان شرقی/محمدعلی مخلصی/سازمان میراث فرهنگی کشور/(1371)تهران/رویه17/زبان و لهجه آذربایجان/

162)فهرست پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری در زمینه ی گویش های ایران

  (1379-1339)/محمد امین ناصح/گروه گویش شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی/

  (اردیبهشت1380)/

163) کاروند کسروی /به کوشش یحیی ذکاء/ انتشارات جیبی/ چاپ2/  (1352)/558

   رویه+ده رویه مصور/

164)کتاب البلدان/احمدبن ابی یعقوب الیعقوبی/ لیدن/(1897)/رویه38/{نام بردن از

  زبان آذری (زبان کهن آذربایجان)}/(درگذشته به سال284 .)/

165)کتاب الفهرست الندیم/با درستنگاری:رضا تجدد/به کوشش:مجتبی مینوی/(1350)

  تهران/رویه15/(درگذشته به سال387 .)/

166)کلیات عبید زاکانی(در جزء«عشاق نامه عبید زاکانی»)/به کوشش عباس اقبال/اقبال

  /چاپ 2/ (1331)/رویه 106و123/ همام تبریزی[دوغزل]/

167)گزارش تحقیقات استان زنجان در زمینه:دوزبانگی(بررسی دوزبانگی در استان

  زنجان)/مصطفی فرشباف/اداره کل آموزش و پرورش استان زنجان وزارت آموزش و

  پرورش- معاونت آموزشی[دولتی] استان زنجان(طرح پژوهشی)/(1371)/28رویه/

168)گستردگی زبان تالشی :شگفتیهای زبان تالشی.../فرامرز مسرور ماسالی/قلمستان هنر/

  (1383)تهران/80 رویه/

169)گفتاری درباره گویش تاتی وگردآوری واژگان گویش تاتی قزوین/مجتبی اشجع

  مهدوی/ بی نا/(1363)بی جا/ 77رویه/[طرحهای پژوهشی زبان فارسی(زمان آغاز و انجام

  طرح9روز بوده )]/

170) گویش اشتهارد و گویشهای تاتی مرکزی ایران/دکتر حسین نخعی (آذران)/

  نشرطهوری/300رویه/

171)گویش آذری(متن و ترجمه و واژه نامه رساله ی روحی انارجانی )/رحیم رضازاده

  ملک/انتشارات انجمن فرهنگ ایران باستان،6)/(1352)تهران/بیست وچهار+189رویه/

172)گویش تاتی از زبان آذری/منصوره پورداود/(پایان نامه کارشناسی دانشگاه تهران)/

  (1348)تهران/

173)گویش تاتی(طالقانی)روستای شهراسر( شهرآذر)/محمدرضا نورشمس/استاد

  راهنما:دکتر رضا زمردیان/ (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد)/(1377)/

  (پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد)/133رویه/(جای نگهداری:

  پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران)/

174)گویش دماوندی(واژه نامه)/علی تیموری فر/بی نا/(1362)بی جا/

175)گویش قوناق کندی-تاتی/م.ا.حاجیوف/34رویه/به زبان روسی/

176)گویش کرینگان«تاتی»/یحیی ذکاء/کتابخانه دانش/(1332)تهران/66رویه/(در راه

  دانش2)/

177-)گویش گلین قیه/یحیی ذکاء/(1336)تهران/44رویه/

178)گیلان نامه جلد2/ به کوشش م.پ.جکتاجی/ناشر:طاعتی/رشت/ رویه های97تا

  336/ کتابشناسی و بررسی واژه نامه ها،دستورنامه ها و نوشته های گیلکی و دیلمی و

  تالشی/دکتر رضا مدنی/

179)گیلان وآذربایجان شرقی:نقشه ها و اسناد مردم شناسی/مارسل بازن و کریستیان

   برمبرژه با اصغر عسکری خانقاه،اصغر کریمی/برگردان:مظفرامین فرشچیان/توس/  

  (1365)تهران/رویه های19 تا23 ونقشه3-گروههای زبانی/

180)لهجه،دستور زبان و گویش آشتیان/حسن عادلخانی/پیام دیگر/چاپ1/(1380)اراک/

  74رویه/[درباره زبان تاتی و مرز آن]/

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزند پيله رود  |